پژوهشكده تحقيقات اسلامى

56

سرداران صدر اسلام (فارسى)

نخع و ديگر قبيله‌ها گماشت و معاويه ، حبيب بن مسلمه فهرى را به هماوردى او روانهء ميدان كرد . جنگ سختى ميانشان درگرفت كه به كشته و زخمى شدن هر دو طرف انجاميد و زخميان سپاه شام بيشتر بود . « 1 » خوارزمى در مناقب مىنويسد : در آخرين روز ماه صفر ، اميرمؤمنان على ( ع ) صبحگاهان به منظور سان ديدن از سپاه خود ايستاد . نخست ، سعيد بن قيس همدانى با سواران خود در برابر جايگاه موضع گرفتند . آن‌گاه اشتر با افراد تحت امر خود آمدند ، سپس حجربن عدى كندى و قيس بن سعد بن عباده حضور يافتند . پس از آن عبداللَّه ابن عباس ، سليمان بن صُرَد خُزاعى ، مُغَيْرةبن‌خالد ، رُفاعةبن‌شَدّاد و جُنْدَب‌بن‌زهيربه حضور آن حضرت رسيدند . على ( ع ) زره رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را بيرون آورد و شمشير رسول خدا ( ص ) را به كمر بست و چوبدستى رسول خدا ( ص ) را به دست گرفت . آن گاه متوجه اشتر شد و به او فرمود : اى مالك ! پرچمى همراه من هست كه تاكنون در هيچ نبردى آن را نيفراشتم و اين نخستين پرچمى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در جنگ با دشمنان اسلام برافراشت . آن حضرت در هنگام وفات به من فرمود : « اى اباالحسن ! تو با ناكثين و مارقين و قاسطين پيكار خواهى كرد و چه رنج و محنتى از سوى شام به تو خواهد رسيد ؛ امّا تو بردبارى پيشه‌كن كه خدا با صابران است . » آن گاه على عليه السلام آن پرچم را بيرون آورد در حالى كه پوسيده وكهنه شده بود . سپاه با ديدن آن به گريه افتادند و خود آن حضرت نيز گريست و آنها كه توانستند آن را بوسيدند . سپس على ( ع ) به قنبر فرمود : نيزهء رسول خدا را بيرون آر ؛ نيزه‌اى كه به فرزندم حسن عليه السلام مىرسد و پس از او به فرزندم حسين عليه السلام خواهد رسيد . على ( ع ) پيشاپيش سپاه خود حركت كرد تا به رزمگاه رسيد . در آنجا صفها را منظم

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 110 .